خرید بک لینک

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «عید اصلی ما همیشه عید فطر بود» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

وقتی بچه بودم توی خونه ما هفت‌سین گذاشته می‌شد و سیزده‌به‌در بیرون می‌رفتیم. اما عید اصلی ما همیشه عید فطر بود.

 

اولین بار وقتی حدوداً ۵ ساله بودم با مفهوم عرب بودن آشنا شدم. حمید، پسر همسایه‌امون بهم گفت: «عرب بوگندو» و من نفهمیده بودم معنای این حرفش چیه. حتی یادم هم نمیاد اینو بهم گفته باشه. فقط دقیقاً یادمه رفتم به مادرم گفتم حمید بم میگه عرب بوگندو و این یعنی چی؟

مادرم عصبانی نشد. فقط گفت برو بهش بگو پیامبر عرب بود و اینا.

 

عرب بودن حداقل برای جغرافیای من به معنی دین عرب داشتن و حرف زدن به زبان مقدس.

 

وقتی بزرگ شدم و چشم و گوشم باز شد از هویت عربیم فاصله گرفتم. هم‌زمان عربا از ایرانی بودنشون فاصله می‌گرفتن. کم کم دیگه نه هفت‌سین می‌چیدیم و نه سیزده‌به‌در میرفتیم بیرون. حدس میزنم این قضیه هفت‌سین چیدن و اینا از تأثیرات انقلاب بود که باعث شده بود هویت ایرانی و عربی برای مدت کوتاهی باهم آشتی کنن. و وقتی کم کم انقلاب عقیم شد و مردم دستاویز نژاد باستانی‌شون شدن عربا هم همینکارو کردن. دشداشه پوشیدن، گذاشتن چفیه روی سر، و شعر گفتن، از کارایی بود که عربا برای نشون دادن عرب بودنشون انجام میدادن.

 

من اما از هردوتاشون استعفا داده بودم. من نه دین عرب رو می‌پذیرفتم و نه تعلقی به ایران باستان داشتم. تنها تعلقم ادبیات بود. که هم به ایران وصلم می‌کرد و هم به نزار قبانی و محمود درویش و ابو نواس.

 

حالا اخیراً راحت‌تر با رسوم عربی کنار میام. هر سال موقع عید فطر یه دشداشه نو می‌پوشم و تو صف نماز عید از خودم می‌پرسم آیا روزی می‌رسه که از هویت عربی فقط رسوم ظاهری باقی بمونن؟ مثل سیزده‌به‌در و هفت‌سین که کسی نمیدونه قواعد دینی اینا چی بوده.

برچسب: نویسنده: هلیا حسینی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 3:36

صفحه بندی