۱. تو ترافیک یه آقا و خانمی باهم درگیر شدن. اولش فقط لفظی بود. اما بعد که خانمه فحش ناموسی داد، دعوا فیزیکی شد. رفتم جداشون کردم به آقاهه گفتم خجالت بکش خانمه. گفت خانم باشه مگه فحش ناموس الکیه؟! حق داشت یه جورایی. با این حال دیدن تصویر دست بلند کردن یه مرد روی یه زن آزاردهنده بود.
۲. اگه یه سیاهپوست بیاد تو تلویزیون بگه من افتخار میکنم سیاهپوستم همه براش کف میزنن. اما اگه یه سفیدپوست بیاد همین حرف رو بزنه همه میگن چه آدم نژادپرستیه. چرا؟ چون رابطه سیاهها و سفیدها تاریخ داره. تا همین یک و نیم قرن پیش سیاها جز املاک شخصی سفیدپوستا حساب میشدن. غرور و عزت نفس وراثتی آدمایی که با پوست تیره به دنیا میومدن طی قرنها تحقیر پایمال شده. لذا حداقل جواب این بیعدالتیهای تاریخی اینه که اجازه بدی کمی از بیعدالتیهای امروز به نفع اونا باشه.
۳. زن بودن جدا از اینکه یه خاصیت زیستشناسانه است یه خصوصیت فرهنگی هم هست. مثلاً اینکه زن زیباست، زن مهربان است، زن ایثارکننده است و... . این خصوصیات برای من که مرد هستم خیلی مثبت و خوب به نظر میرسن. اما برای زنها تأثیر کاملاً مخرب و منفعلکنندهای میذاره. چون درواقع این خصوصیات از زنها میخواد رفتار معینی داشته باشن که ممکنه با حقیقت درونشون همسو باشه یا نباشه. متأسفانه این خصوصیات فرهنگی در طول تاریخ توسط مردهایی به وجود اومده که نمیتونستن زنها رو درک کنن و بااینحال زن بودن رو طوری تعریف کردن که با مرد بودن خودشون همخوانی(تضاد) داشته باشه. اینکه چی میشه که در طول قرنها زنها تن دادن به این نقشهای منفعل و فرودست اجتماعی رو سیمون دوبووار تو کتاب جنس دوم توضیح داده. اما چیزی که مهمه اینه که بدونیم اینها به هیچوجه خصوصیات ذاتی زن نیستن. و هرچی زنها خودشون رو بیشتر بیان کنن و در جامعه حضور بیشتری داشته باشن و صداشون بیشتر شنیده بشه، هم زنها و هم مردها میتونن به تصویر اصیلتری از زن بودن برسن.

۴. اینکه توی استخدامیها و ورودیهای دانشگاهها سهمیه ویژهای اختصاص داده بشه واسه خانما، اینکه قوانین حمایتی تصویب بشه مختص خانمها، و اینکه با خانما باید رفتار متفاوتی داشت، اینا بیعدالتی به نظر میرسه. اما از لحاظ تاریخی هیچ چیز عادلانهتر از این بیعدالتیها نیست.
برچسب:
نویسنده: هلیا حسینی