یکی از کارهایی که هنر انجام میدهد این است که به ما میگوید «توجه کنید». به این فرمانده جسور قرن پانزده، به این الهه یونانی، به این قدیس قرون وسطایی، یا به این شاهزاده فرانسوی توجه کنید. هر کدام از این سوژه ها خصائص خارق العاده ای دارند که میتواند توجه ما را جلب کرده و ستایش ما را برانگیزند.
با این وجود یوهانس فرمیر در سال ۱۶۵۷ این نقاشی را کشید که به نظر میرسد هیچ چیز خارق العاده ای را به نمایش میگذارد. خانمی درون خانه مشغول بافندگی است، چند کودک در پیاده رو بازی میکنند و خانم دیگری در حیاط مشغول کارهای خانه است. پس به چه چیز باید توجه کنیم؟

این تابلو به تنهایی انقلابی در نقاشی هلند به وجود آورد و هنرمندان زیادی بعد از فرمیر آثاری ارائه دادند که روزمرگی های زندگی های معمولی طبقه متوسط و خدمتکاران را به نمایش در می آوردند. این نقاشیهای انقلابی سعی داشتند القا کنند که یک زندگی معمولی هم زیبایی هایی دارد. بافتن یک پارچه با نخ و سوزن میتواند جذاب و شرافتمندانه باشد . جارو کشیدن و تمیز کردن خانه میتواند زیبا و دلفریب باشد.
امروزه و سیصد و پنجاه سال بعد از این تابلو، ما هنوز هم روزانه توسط رسانه ها به زییایی های زندگی خارق العاده قهرمانان ورزشی، هنری و اقتصادی اغوا میشویم. قهرمانان ما قطعاً افراد برازنده ای هستند، خانه ها و اتومبیل های آنها مطمئناً زیبا و پسندیده هستند. اما مشکل اینجاست که اکثریت قاطع ما به چنین موفقیتهایی نخواهیم رسید. زندگی مسحور کننده آنها چشمهای ما را نوازش میدهد اما در درون، میتوانند آهسته آهسته ما را تحقیر کند.
فرمیر مخالف زندگی خارق العاده نبود. او اعتقاد داشت برای زندگی های معمولی هم زیبایی هایی در این دنیا موجود است و چقدر خوب بود اگر تابلوهایی از این دست، بیشتر در مقابلمان قرار می گرفت تا لذت بردن و قدردانی از یک زندگی معمولی آسانتر شود.
در دنیایی که دائم وادار میشویم #زندگی_خوب را در زندگی افراد موفق و مشهور تصور کنیم، باید جسورانه به زیبایی های یک زندگی معمولی پایبند باشیم.

برچسب:
نویسنده: هلیا حسینی