خرید بک لینک

چیز زیادی نمیشه درباره حال خوب نوشت. اگه احساس سردرد یا کم حوصلگی میکردم میتونستم اینجا آسمون به ریسمون ببافم و بازم حس کنم حالم رو خوب توصیف نکردم. اما حال من امروز خوبه. آرومم. وظایفم سر کار رو به خوبی انجام دادم. قوه کنجکاویم من رو به تئوری نسبیت انشتین و سابقه تحقیقاتیش کشوند. برخلاف چیزی که همه فکر میکنن، تئوری نسبیت رو انشتین به خودی خود ابداع نکرد. از آزمایشهای مایکلسون-مورلی استفاده کرد. از قوانین ماکسول، از تبدیلات لورنتس، از نسبیت پوانکاره و مینکوسکی و ... خیلی از اشخاص دیگه که بعضیاشون ادعای اولین تئوریسین نسبیت داشتن.

منظورم اینه هرچقدر هم نابغه  نیلوبلاگ باشی، باز هم هیچکس اونقدر نابغه  نیلوبلاگ نیست که یک شاخه علمی رو به تنهایی به نام خودش بزنه. اگر هم افکار عمومی نسبیت عام و خاص رو به نام انشتین زده باشه تاریخ ساکت نمیمونه. اشتباه برداشت نکنید. هنوز هم انشتین رو یک نابغه  نیلوبلاگ تمام عیار میدونم. اما تک نابغه قرن بودنش با واقعیت فاصله داره.

به هر حال.

داشتم از حال خوبم میگفتم. نوشتن خیلی تو آروم شدن بهم کمک میکنه. الان مدتیه تصمیم گرفتم هرچی به ذهنم میاد رو بنویسم. بعضی وقتا مخصوصاً به افکار منفی و بد تمرکز میکنم و سعی میکنم با کلمات اونارو از مغزم خارج کنم. یه کتابی خوندم به اسم بازگشایی با نوشتن از جیمز پنبیکر. از وقتی کتابه رو خوندم هیچ محدودیتی برای افکار و نوشتههام قائل نمیشم. معمولاً حالم رو خوب میکنه.

بعد از یه مدت طولانی که تقریباً هر روز مینوشتم، چند روزی بود که نمیتونستم بنویسم. حالم افتضاح بود. نمیدونم چون حالم بود نمیتونستم بنویسم یا چون نمینوشتم حالم بد بود. هر کدومشون میتونه علت دومی باشه.

برچسب: نویسنده: هلیا حسینی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

صفحه بندی